روستای کلخوران

       نیاکان ما نام روستاها راو شهرها و حتی نام کوهها و رودخانه ها را بر اساس باورهای دینی و ویژگیهای اقلیمی آن منطقه نامگذاری میکردند.

       در وبلاگ عزیزان محقق روستای کلخوران شیخ مطلبی توجه مرا جلب کرد که عین مطلب را برای شما عزیزان نقل میکنم.

درتپه های اطراف روستای کلخوران شیخ در منطقه ی  "  قوجور " اشیای یافت شده قدمت این منطقه را به 2000 سال پیش مربوط میکند.

       این مطلب درج شده نشان دهنده ی این واقعیت است که روستای کلخوران در زمانهای دور نیز اقامتگاه بوده است. بنا بر این   ریشه ی نام این روستا را باید در زبانهای فارسی باستانی و فارسی پهلوی و زبان اوستایی جستجوکرد

      در استان اردبیل سه روستا به نام کلخوران وجود دارد که عبارتند از :

       1-کلخوران هیر

       2-کلخوران ویند

       3-کلخوران شیخ

          

         

 

       نام این روستاها از سه واژه تشکیل شده است.

       1_  کل : چنانکه در معنی واژه ی   "  کنت  یا کند  " توضیح داده شد ، انسانهای اولیه که در غارها زندگی می کردند ، با افزایش جمعیت مجبور شدند تا زمین را کَنده وبه شکل غار در آورند و در آنجا زندگی کنند که به  این غارهای دست کن خود   کنت یا کند   گفتند. چون در زمینهای پست و نمناک کندن زمین و زیستن دشوار بود ، روی تپه ها   " کله ی تپه ها "  جای زندگی می ساختند.

       این کار دو دلیل داشت ، اول این که آب به درون غارهای دستکن نفوذ نمی کرد، دوم اینکه در بالای تپه ها می توانستند بهتر از خود و خانواده ی خود در مقابل حملات حیوانات وحشی ویا دشمنان دفاع کنند.

       واژه ی  " کل  " از آن تاریخ در پیشوند و پسوند بعضی از آبادیها بجا مانده است.

       مانند : رستم کل مازندران ، سیاه کل گیلان ، هفت کل خراسان و...

       پس واژه ی کل در پیشوند نام روستای کلخوران به معنی ساخته شده بدست انسان در بالی تپه ها ، که بعدها به قلعه هم اطلاق شد.

       2- خور : می گویند هر جا که نام خور دیده شود ،توجه ایرانیان باستان به ریشه ی نور و خوبی را خواهید یافت. هور وخور در اوستا به معنی خورشید آمده است و در مکتب میترائیسم  به معنی خروج نور وروشنایی و خوبی است.

       واژه ی  خور  به معنی درخشنده میباشد که همراه  " شید "  به معنی  اشعه وگرما   "خورشید " به معنی درخشنده ی گرما بخش میباشد.

       3-ران : کوچک شده ی  دان  به معنی جایگاه و از ریشه ی " کَن " اوستایی می باشد

نتیجه اینکه معنی نام روستای کلخوران، جایگاه نور در بالای تپه  یا قلعه ی درخشنده می باشد. شاید در گذشته های دور در روستای کلخوران آتشکده ای بوده که چنین نامی را به این روستا داده اند.

..................................

 

       در گذشته کسانی که نام روستاها را ثبت می کرده اند،چون از معنی باستانی نام روستاها آشنایی نداشته اند ،هر واژه ای که به نام روستا نزدیک بوده ودر زبان فعلی معنی داشته است آن واژه را بجای نام اصلی روستا ثبت می کرده اند. که در بیشتر روستاها در زبان محلی این نامهای اصلی باقی مانده است. نام روستای کلخوران نیز به صورت  " کهرالان " بین مردم تلفظ میشود به احتمال زیاد نام این روستا در گذشته های دور  کهرالان بوده که در بین مردم محلی محفوظ مانده است.

       در این صورت نام این روستا از دو واژه تشکیل شده است.

       1-کهر : در زبان سانسکریت که زبان فارسی شاخه ای از این زبان است، واژه ی  " کهر " به معنی گرم آمده است، که در زبان فارسی در لهجه های مختلف به صورتهای  " کَه " در نام آبادیهایی مانند   کهرود و کهاب وبه صورت  "  تَه " در پیشوند نام شهر تهران و به صورت  " جَه " در نام شهر جهرم  وبه صورت  " گَه "در نام روستای  گهراز  بجا مانده که در همه ی آنها به معنی  گرم  میباشد.

       2-الان : پسوند مکانی است وکوچک شده ی  " آران  " میباشد که به مناطق گرم اطلاق میشود و مترادف آن  " بوران " به معنی سردسیر است. واژه ی  " آرانلوق " به معنی ییلاق و واژه ی  " بورانلوق " به معنی قشلاق میباشد.

       بنا به توضیح بالا معنی نام روستای   کهرالان  جایگاه گرم میباشد، واین نام را بخاطر اینکه روستای کهرالان در منطفه ای قرار گرفته که نسبت به مناطق اطراف هوای گرم داشته به این روستا داده اند.

       واژه ی  " کهر "درزبان ترکی هم استفاده میشود  ( کَهر آت  نالی نی نی ) به معنی اسب گرمایی نعل

نمی خواهد.

 

      ازعلاقه مندان به تاریخ و فرهیختگان گرامی تقاضا دارم با نظرات سازنده ی خویش مرا در جهت ارتقا کیفیت ویلاگ یاری دهند با سپاس از توجه شما

تپه ی قوجور

       تپه ی باستانی قوجور در نزدیکی روستای کلخوران شیخ واقع در استان اردبیل.

      قوجور نام پلی در مسیر راه سنندج به زنجان در نزدیکی شهر بیجار سنندج ، که بر گرفته از نام روستایی در نزدیکی این پل میباشد.

       روستای گوجور در شهرستان ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان.

       روستای قوجور در شهرستان هشترود  در استان آذربایجانشرقی.

       دو روستای قوجور اولیا و سفلی در شهر چارایماق  آذربایجانشرقی.

       روستای قوجور در شهرستان   راور   استان کرمان.

       واژه ی قوجور از سه قسمت تشکیل شده است.

       1-قو : کوچک شده ی   " گووَ " که از دوران گاو مقدس به یادگار مانده و به معنی  مقدس  می باشد. این واژه در پیشوند سلسله ی  گورکانیان  کشور هند ودر پسوند نام بهرام گور یکی از پادشاهان سلسله ی ساسانی ایران زمین آمده است ، که در هر دو آنها به معنی مقدس می باشد.

       2-جو : یک واژه ی باستانی و اوستایی است که به معنی زیست کردن و هستی داشتن میباشد.

       واژه ی  " جوَ "  همراه بعضی از آبادیها  آمده ، از جمله  روستای   جوشین  در شهرستان ورزقان  استان آذربایجانشرقی که در اصل  " جوَ شَیَنَ " میباشد و به معنی زیست کردن در نشیمنگاه یا به عبارتی جایگاه زندگی میباشد. همچنین روستایی به همین نام

"  جوَشَیَنَ " در شهرستان جیرفت  استان کرمان وجود دارد.

       3- " ر " : پسوند وا بستگی و یا پسوند وابسته به آن میباشد .

       اُوجور     نام روستایی در شهر  سرعین  استان اردبیل میباشد ، که واژه ی   " اُو "  به معنی  آب  ،  " جوَ " به معنی زندگی داشتن ، و "  ر  " پسوند وابسته به آن ، که   نام روستای  اوجور  به معنی  زندگی وابسته به آب یا زندگی همراه آب میشود.

       نتیجه اینکه واژه ی گوجور به معنی زندگی دارای تقدس می باشد.

       واژه ی " گور " به معنی دارای تقدس که با پسوند مکانی   " ستان "   ( گورستان )  به معنی  جایگاه مقدس میباشد.

       واژه ی  " گو " در پیشوند یا پسوند بعضی از آبادی ها نیز آمده است که چند نمونه به خونندگان عزیز در اینجا آورده میشود ،

      - روستای " گوشین  " در شهرستان نهبندان استان خراسان جنوبی .

      - روستای  " گواشین " در شهرستان سراب استان آذربایجانشرقی.

      - روستای " شینگو " در شهرستان خمیر استان هرمزگان .که  نام هر سه روستا به معنی نشیمنگاه مقدس میباشد.

روستاهای اسکستان و اسکی کندی

       روستاهای اسکستان و اسکی کندی هر دو در استان اردبیل واقع است.

       نام این دو روستا از دوقسمت تشکیل شده است.

1-اَسک : واژه ی  " اِس " به معنی پاک یادگار تمدن جیرفت و فارسی باستان است که این واژه به صورتهای  " اِس ، اَس ، اَسک و اَشک " همراه بسیاری از واژه ها و آبادیها آمده است ودر همه ی آنها به معنی پاک  می باشد.

       " اِس " در هزاره های سوم و چهارم خورشیدی همراه ایرانیان به اروپا رفته و به صورت یک الفبای انگلیسی در آمده ودر لغات زبان انگلیسی معنی پاک خود را حفظ کرده ، مانند  واژه ی   اسکول  که  " اِس "  در این  کلمه ی انگلیسی به معنی پاک و " کول " به معنی  کوچک ، که روی هم به معنی کوچک پاک که از آن جایگاه کوچک و پاک اراده شده است.

       واژه ی " اِس " در کلمه ی مرکب  اِسپند در زبان فارسی حفظ شده که " اِس "  به معنی پاک و  " پند " به معنی هسته، که از آن هسته ی پاک کننده اراده شده است، که خانواده های ایرانی با دود کردن اسپند محیط زندگی خود را از آلودگیها پاک می کنند. همچنین " اِس " در کلمه ی اِسفند  آمده که نام دوازدهمین ماه سال است و به معنی پاک ومقدس می باشد.

      این  واژه  به صورت  " اَس " در نام رود ارس " اَراَس " که  " اَر " کوچک شده ی " ایر ، ایران " و  "اَس " به معنی پاک که روی هم به معنی  ایران پاک و از آن رود ایران پاک اراده شده است.

       این واژه به صورت " اَشک " به همراه نام سلسله ی اشکانیان به معنی نیاکان پاک آمده،  اَرشک نام پادشاهان اشکانی که به معنی ایران پاک  "  ایرانی پاک " میباشد.  اَشک ( آب دیده ) آب پاکی است که از چشم خارج می شود و به معنی قطره ی پاک می باشد.

       واژه ی  "  اِس " به صورت  "  اَسک " در پیشوند دو روستای اسکستان و اسکی کندی به معنی پاک است و پسوند

( ستان و کندی ) به معنی جایگاه است. بنابر این معنی نام هر دو روستا جایگاه پاک می باشد.

      

روستای گهراز

       گهراز یکی از روستاهای شهر ستان خلخال در استان اردبیل است.

       چنانکه در معنی نام روستای کلخوران شیخ که در محل به صورت  " کهرالا ن " تلفظ می شود ، واژه ی  " کهر "توضیح داده شد . این واژه در زبان سانسکریت که زبان فرسی ریشه ای از این زبان است ، به معنی گرم  آمده است ، که در پیشوند وپسوند نام آبادیها در لهجه های مختلف به صورت های  "کَه " در نام آبادیهای  کهرود و کهاب ، به صورت  " گَه " در نام روستای  گهراز ووبه صورت " تَه " در نام شهر تهران و به صورت " جه " در نام شهر جهرم آمده که در همه ی آنها به معنی گرم می باشد.

       پسوند  " راز " همراه نام بسیاری از آبادیها از جمله ، رازباشی ، رازبین ، رازان ودر پسوند نام شیراز بکار آمده که درهمه ی

آنها بهمعنی خانه یا جایگاه می باشد.

       بنابر این نام روستای گهراز  در شهر خلخال به معنی جایگاه یا خانه ی گرم میباشد.

       واژه ی  "کَهر " در زبان ترکی هم استفاده میشود ،  "  کَهر آت نالی نی نی " به معنی اسب گرمایی نعل نمی خواهد .

 

       ازعلاقه مندان به تاریخ و فرهیختگان گرامی تقاضا دارم با نظرات سازنده ی خویش مرا در جهت ارتقا کیفیت ویلاگ یاری دهند با سپاس از توجه شما